درد، فرزند حرامزاده‌ی فقر استـــــــــ

ذوقمـ دارد به سمت عقیمـ شدن میرود... با شتاب تند شونده

توو این دو سه سال انقد خودسانسوری داشتم که وختی دلم یه چیزی رو میخواد اولین واکنشم بهش اینه که: بیخیال! حالا مهم نیست!

ولی مهمه! حتی اگه اون دل خواستنه مثلا بیانِ یه کلمه‌ی سادهـ باشهـ...

دوست جونم میگه چقد خوبهـ که تو میتونی به این فکر کنی که خودت باشی! 

منم بهش میگم: میدونی؟ خودِ واقعیت، یه انرژیِ برتره! خواسته‌ی دیگران قدرت ماورایی ندارهـ! یه قدرت زمینیِ ساده‌س! پس اگه قرار باشه خودت باشی باید به اندازه‌ی خودِ واقعیت تلاش کنی!

به نظرم اینکه ما خیلی وختا نقاب میزنیم از تنبلیمونه! تنبلیمون میاد خودمون باشیم!

 

+خدایا شکــــــرت :) 

+یادش بخیر یه زمان تایپ ده انگشتی میکردیم با چه سرعتی! الان دو ساعت الفُ توو  کیبرد کامپیوتر نگه میداشتم تا تبدیل به آ   شه! یول

+الان یه دور متنمُ خوندم دیدم اصن آ نداره کهـ...! :|
  حتما یه جاییش لازم بوده بعد پشیمون شدم خُزبان

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢۸ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ توسط پرواز نظرات ()


 Design By : Pichak